زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۶۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای گرفته زحدیث تو جهان شیرینی
۲
از تو در کام دل ودر لب جان شیرینی
۳
شکر و شهد مرا بهر غذای دل وجان
۴
در لب لعل تو دادند نشان شیرینی
۵
راست چون لقمه غم کام دلم تلخ کند
۶
گر مرا جز لبت آید بدهان شیرینی
۷
چند در حسرت خود کام کنی تلخ مرا
۸
از لب چون شکر خود بچشان شیرینی
۹
تا حدیث لب لعلت بزبان آوردم
۱۰
همچو آب از سخنم گشت روان شیرینی
۱۱
گر چه در عهد تو بسیار نکویان هستند
۱۲
روح لیسیده زلبشان بزبان شیرینی
۱۳
کس چو تو نیست ازیراکه برابر نبود
۱۴
گر چه با تره بود بر سر خوان شیرینی
۱۵
از سر لطف بمن بنده نظر کن یکبار
۱۶
بمگس گرچه نباشد نگران شیرینی
۱۷
عاشقان را زتو هر لحظه امیدی دگرست
۱۸
درد سر چند کشد ازمگسان شیرینی
۱۹
بر سر خوان که برو شور و ترش خورده شود
۲۰
چون مسلم بدر آید زمیان شیرینی
۲۱
گرچه رو ترش کنی و سخنت، باکی نیست
۲۲
که بسازند زغوره بزمان شیرینی
۲۳
ور بجان از لب تو بوسه خرم گویم شکر
۲۴
که ببازار شما نیست گران شیرینی
۲۵
سیف فرغانی از ذکر لب چون شکرش
۲۶
تو درین شعر بآفاق رسان شیرینی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.