زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۶۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بحال خود چو نظر کردم از تو می پرسم
۲
که هیچ باشد ازین صعبتر بلایی؟نی
۳
گریز ازتو وجزتو گریز گاهی نیست
۴
شکایت ازتو و غیر ازتو پادشایی نی
۵
غم تراست مسلم زحاکمان امروز
۶
که خون بریزد واندر میان بهایی نی
۷
ازآستان جلالت بپرس تا هرگز
۸
زدست حلقه برین درچو من گدایی؟نی
۹
بجان رسید کنون کار سیف فرغانی
۱۰
سقیم در خطر و درد را دوایی نی
۱۱
مرا بنزد تو بهر نشست جایی نی
۱۲
مرا زدست تو بهر گریز پایی نی
۱۳
زبهر جستن تو تادلم زجا برخاست
۱۴
ببین که با سر کویت نشست جایی نی
۱۵
منم زخویشان بیگانه بهر تو (و) مرا
۱۶
بجز سگ تو درین کوی آشنایی نی
۱۷
چو گل بخوبی صد برگ کشته ای ومرا
۱۸
چو عندلیب بهنگام دی نوایی نی
۱۹
جهان پر از گل ولاله شده ولی بی تو
۲۰
مرا چوآب بایام گل صفایی نی
۲۱
چو ذره بی تو وجودم تنست و جانی نی
۲۲
چوآفتاب همه رویی و قفایی نی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.