زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زاندیشه تو که هست جان در وی
۲
دل چون قفس است و طوطیان در وی
۳
در نعت تواند طوطیان یک یک
۴
همچو لب تو شکر فشان در وی
۵
هر دل که غم تو اندرو نبود
۶
مرده شمرش که نیست جان در وی
۷
از هر دو جهان نشان نمی گیرد
۸
آن دل که تست یک نشان در وی
۹
هرنکته زعلم این چنین عاشق
۱۰
در تست هزار بحروکان در وی
۱۱
عرشیست علیه استوی الرحمن
۱۲
نی چون فلکست واختران در وی
۱۳
من ازسخن تو لب بهم گیرم
۱۴
چون کار نمی کند زبان در وی
۱۵
در ذکر معانی تو می باید
۱۶
لفظی زگهر هزار کان در وی
۱۷
آنجا که مقام عاشقان تست
۱۸
نازل چو زمین شد آسمان در وی
۱۹
در بحر غمت که بی کنارست آن
۲۰
ماییم فتاده تا میان در وی
۲۱
مارا وترا ازین جهان ای جان
۲۲
هرچند که کردم امتحان در وی
۲۳
جانیست زحزن عالمی با او
۲۴
روییست زحسن یک جهای در وی
۲۵
گر جان منست دلپذیرم نیست
۲۶
هرچیز(که) ازتو نیست آن در وی
۲۷
در وصف تو شعر سیف فرغانی
۲۸
دریست کشیده ریسمان در وی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.