زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو دست و روی بشویی ودر نماز شوی
۲
دل از دو کون بشو تا محل راز شوی
۳
درین مغاک که خاکش بخون بیالودند
۴
در آب دست مزن ورنه بی نماز شوی
۵
ز فرعها که درین بوستان گلی دارند
۶
بدوز چشم نظر تا باصل باز شوی
۷
اگر نیاز بحضرت بری بیک نظرت
۸
چنان کند که ز کونین بی نیاز شوی
۹
چو دوست کرد نظر در تو بعد ازآن رضوان
۱۰
اگر بخلد برین خواندت بناز شوی
۱۱
وگر بمجلس مستان عشق خوانندت
۱۲
سزد که بردر ایشان باهتزاز شوی
۱۳
چراغ دولت خود برفروزی ار چون شمع
۱۴
درآن میانه شبی نیم خورد گاز شوی
۱۵
بنزد دوست که محمود اوست در عالم
۱۶
بحسن سابقه محبوب چون ایاز شوی
۱۷
بنفشه وار درین باغ سیف فرغانی
۱۸
شکسته باشی چون سرو سرفراز شوی
۱۹
ززهد خشک دل سرد تو چو یخ بفسرد
۲۰
زسوز عشق چو خورشید یخ گداز شوی
۲۱
سرت بپایه مردان کجا رسد بی عشق
۲۲
وگرچه چون امل غافلان دراز شوی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.