زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نگارا کار عشق از من نیاید
۲
ز بلبل جز سخن گفتن نیاید
۳
خرد اسرار عشقت فهم نکند
۴
ز نابینا گهر سفتن نیاید
۵
ننالد بهر تو جز زنده جانی
۶
ز مرده دل چنین شیون نیاید
۷
نباشد عشق کار مرد دنیا
۸
ملک در حکم آهرمن نیاید
۹
که از عقد ثریا دانه خوردن
۱۰
ز گنجشکان این خرمن نیاید
۱۱
دل عاشق بکس پیوند نکند
۱۲
ز مردم مریم آبستن نیاید
۱۳
که اینجا زآستان خویش عنقا
۱۴
ز بهر خوردن ارزن نیاید
۱۵
ایا مسکین مکن دعوی این کار
۱۶
که هرگز کار مرد از زن نیاید
۱۷
ز سوز عشق بگدازد تن مرد
۱۸
از آتش هیمه پروردن نیاید
۱۹
محبت کار چون تو کوردل نیست
۲۰
سرشک از چشم پرویزن نیاید
۲۱
چو دستار ریاست بر سر تست
۲۲
ترا این طوق در گردن نیاید
۲۳
دل ناپاک و نور عشق؟ هیهات
۲۴
سریر شاه در گلخن نیاید
۲۵
چمن آرامگاه عندلیب است
۲۶
کلاغ بیشه در گلشن نیاید
۲۷
تو شمعی از طلب در خانه برکن
۲۸
گرت مهتاب در روزن نیاید
۲۹
خلاف نفس کردن کار تو نیست
۳۰
که از خر بنده خر کشتن نیاید
۳۱
برو از دست محنت کوب می خور
۳۲
که این دولت بنان خوردن نیاید
۳۳
کجا در چشم مردم باشدش جای
۳۴
چو سنگ سرمه در هاون نیاید
۳۵
گر آیینه شوی بی صیقل عشق
۳۶
دل تاریک تو روشن نیاید
۳۷
نگردد چشم روشن تا بیعقوب
۳۸
ز یوسف بوی پیراهن نیاید
۳۹
دل سخت تو چون مردار سنگست
۴۰
چنان جوهر ازین معدن نیاید
۴۱
ترا باید چو من معلوم باشد
۴۲
که این کار از تو و از من نیاید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.