زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای قوم درین عزا بگریید
۲
بر کشته کربلا بگریید
۳
با این دل مرده خنده تا چند
۴
امروز درین عزا بگریید
۵
فرزند رسول را بکشتند
۶
از بهر خدای را بگریید
۷
از خون جگر سرشک سازید
۸
بهر دل مصطفی بگریید
۹
وز معدن دل باشک چون در
۱۰
بر گوهر مرتضا بگریید
۱۱
با نعمت عافیت بصد چشم
۱۲
بر اهل چنین بلا بگریید
۱۳
دل خسته ماتم حسینید
۱۴
ای خسته دلان هلا بگریید
۱۵
در ماتم او خمش مباشید
۱۶
یا نعره زنید یا بگریید
۱۷
تا روح که متصل بجسم است
۱۸
از تن نشود جدا بگریید
۱۹
در گریه سخن نکو نیاید
۲۰
من می گویم شما بگریید
۲۱
بر دنیی کم بقا بخندید
۲۲
بر عالم پرعنا بگریید
۲۳
بسیار درو نمی توان بود
۲۴
بر اندکی بقا بگریید
۲۵
بر جور و جفای آن جماعت
۲۶
یکدم ز سر صفا بگریید
۲۷
اشک از پی چیست تا بریزید
۲۸
چشم از پی چیست تا بگریید
۲۹
در گریه بصد زبان بنالید
۳۰
در پرده بصد نوا بگریید
۳۱
تا شسته شود کدورت از دل
۳۲
یکدم ز سر صفا بگریید
۳۳
نسیان گنه صواب نبود
۳۴
کردید بسی خطا بگریید
۳۵
وز بهر نزول غیث رحمت
۳۶
چون ابرگه دعا بگریید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.