زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
الا ای زده چون من از عشق لاف
۲
مزن در ره عشق لاف از گزاف
۳
نگنجد دل عاشق اندر دو کون
۴
نیاید ید قدرت اندر نکاف
۵
تو با عاشقان همسری چون کنی
۶
بفقهی که داری سراسر خلاف
۷
نه همتا بود اطلس چرخ را
۸
بکرباس خود ابر اسپید باف
۹
اگر قطره در نفس خود هست خرد
۱۰
بزرگست چون شد بدریا مضاف
۱۱
بر الواح اطفال اگر حرف بود
۱۲
ببین در نبی سوره یی گشته قاف
۱۳
ترا هست جانی چو آب روان
۱۴
ازین جسم حالی مزن هیچ لاف
۱۵
چو در اصل پاکش براهیم هست
۱۶
پیمبر ننازد بعبد مناف
۱۷
اگرچه گه سعی در کار علم
۱۸
چو حاجی رمل میکنی در مطاف
۱۹
تو گر کعبه باشی بفضل و شرف
۲۰
درین گوی کردن نیاری طواف
۲۱
نه از بهر عشقست طبع دورنگ
۲۲
نه از بهر تیرست قوس نداف
۲۳
تو عاشق بر آن کس شوی کو بود
۲۴
چو قاقم بسینه چو آهو بناف
۲۵
همی کوش با نفس خویش و مترس
۲۶
که غالب بود حیدر اندر مصاف
۲۷
شب خویشتن روز کن این زمان
۲۸
که مه بدرو ابرست در انکساف
۲۹
در انداز خود را بدریای عشق
۳۰
گهر می ستان و صدف می شکاف
۳۱
چو در دفتر عشقت آرند نام
۳۲
جهانی شوی از عوارض معاف
۳۳
تو در مصر عرفان عزیزی شوی
۳۴
چو یوسف بتعبیر سبع عجاف
۳۵
ز امر کن اندر گلستان خلق
۳۶
بدانی چه برگ آورد شاخ کاف
۳۷
بتو رو نمایند آن مردمی
۳۸
که هستند در صلب امکان نظاف
۳۹
ایا سیف فرغانی ار عاقلی
۴۰
برو گوشه یی گیر و بگزین عفاف
۴۱
ز تو کار عشاق ناید چنانک
۴۲
ز بینی سرشک وز دیده رعاف

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.