زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هان ای رفیق خفته دمی ترک خواب کن
۲
برخیز و عزم آن در میمون جناب کن
۳
ساکن روا مدار تن سایه خسب را
۴
جنبش چو ذره در طلب آفتاب کن
۵
تا چون ستاره مشعله دار تو مه شود
۶
بیدار باش در شب و در روز خواب کن
۷
زین بیشتر زیاده بود گفتن ای پسر
۸
عمرت کمی گرفت، برفتن شتاب کن
۹
زآن پیشتر که بارگی وقت سرکشد
۱۰
رو دست در عنان زن و پا در رکاب کن
۱۱
اول در مجامله بر خویشتن ببند
۱۲
پس خانه معامله را فتح باب کن
۱۳
نفست بسی دراهم انفاس صرف کرد
۱۴
زآن خرج و دخل روز بروزش حساب کن
۱۵
در راه هرچه نفس بدان ملتفت شود
۱۶
گر خود بهشت باشد از آن اجتناب کن
۱۷
گر او بشهد آرزویی کام خوش کند
۱۸
آن شور بخت را نمک اندر جلاب کن
۱۹
خواهی که بر حقیقت کار افتدت نظر
۲۰
بر روی حال خود ز شریعت نقاب کن
۲۱
چون عشق دوست ولوله اندر دلت فگند
۲۲
بر خویشتن چو زلزله خانه خراب کن
۲۳
فعلی که عشق باطن آن را صواب دید
۲۴
در ظاهر ار خطاست برو ارتکاب کن
۲۵
هم پای برفراز سلالیم غیب نه
۲۶
هم دست در مشیمه ام الکتاب کن
۲۷
زآن پس بگو اناهو یا من هوانا
۲۸
از معترض مترس و بجانان خطاب کن
۲۹
بیم سرست سیف ازین شطحها ترا
۳۰
شمشیر نطق را پس ازین در قراب کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.