زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۹۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
وصلست و هجر، آنچه بهست اختیار کن
۲
دانی که وقت می گذرد عزم کار کن
۳
اول چو چرخ گرد زمین و زمان برآی
۴
وآنگه چو قطب گرد خود آخر مدار کن
۵
گیتی شکارگاه سعادت نهاده اند
۶
ای باز چشم دوخته، دولت شکار کن
۷
عالم پر از گلست ز عکس جمال دوست
۸
روی همه ببین(و) ورا اختیار کن
۹
ای مفلس دریده گریبان ترا که گفت
۱۰
دامن فرو گذار و تعلق بخار کن
۱۱
خرگه زدی برای اقامت درو ولیک
۱۲
جای تو نیست خیمه فرو گیر و بار کن
۱۳
از آب چشم خاک ره دوست ساز گل
۱۴
هر رخنه یی که در دل تست استوار کن
۱۵
روز وصال در همه ایام سایرست
۱۶
آن روز را تو چون شب قدر انتظار کن
۱۷
ای یار ناگزیر که جان چون تو دوست نیست
۱۸
با دوستان خویش مرا نیز یار کن
۱۹
هرچند عاشقان تو نایند در شمار
۲۰
در دفتر حسابم ازیشان شمار کن
۲۱
جام وصالت از همه عشاق باز ماند
۲۲
یک جرعه زآن نصیب من خاکسار کن
۲۳
خواهم که در ره تو شوم کشته چون حسین
۲۴
با من کنون معامله حلاج وار کن
۲۵
آن ساعتی که باز رهانی مرا ز من
۲۶
از زلف خود رسن، ز قد خویش دار کن
۲۷
گر چنگ من بدامن وصلت رسد شبی
۲۸
دستم، چنانکه چشم امیدم، چهار کن
۲۹
بسیار در منازل هجرت دویده ایم
۳۰
وقتست، بر جنیبت وصلم سوار کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.