غزل شمارهٔ ۱۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای ز خطت غالیه پر مشک ناب
۲
آینه دار رخ تو آفتاب
۳
تا رخ تو رونق مه بشکند
۴
برشکن آن طّره مشگین ناب
۵
با رخ تو مهر ندارد فروغ
۶
ذره نیارد بر خورشید تاب
۷
دوش مرا خیل خیالت ببرد
۸
صبر و قرار از دل و از دیده خواب
۹
مردمک دیده کند دم به دم
۱۰
روی من از اشک ملَّون خضاب
۱۱
دیده میندیش ز طوفان غم
۱۲
مردم آبی نشکوهد ز آب
۱۳
خاک درت مسکن ابن حسام
۱۴
کوی تواش درگه دولت مآب