غزل شمارهٔ ۳۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای روشنی دیده دعا می رسانمت
۲
صد بندگی به دست صبا می رسانمت
۳
احرام کعبه سر کوی تو بسته ام
۴
وانگه تحیّتی به صفا می رسانمت
۵
ای سرو ناز بر چمن باغ دل بمان
۶
کز آب دیده نشو و نما می رسانمت
۷
از آرزوی لعل تو خون می شود دلم
۸
آخر نگفته ای که شفا می رسانمت
۹
پنهان مدار ابن حسام از طبیب،درد
۱۰
بر وعده ای که گفت دوا می رسانمت