غزل شمارهٔ ۳۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دیدم نبشته از قلم مشکبار دوست
۲
خطی سیه چو سنبل تر بر غذار دوست
۳
بر صفحه حریر کشیده به مشک ناب
۴
حرفی ز نوک خامه عنبر نگار دوست
۵
صد جان من فدای تو پیک خجسته پی
۶
کآورده ای به من خبری از دیار دوست
۷
خوش باد وقت باد سحرگه که دم به دم
۸
مشکین کند مشام ز بوی نثار دوست
۹
چشم رمد رسیده من روشنی گرفت
۱۰
زان توتیا که می رسد از رهگذار دوست
۱۱
روی نیاز ما و در بی نیاز دوست
۱۲
چشم امید ما و نثار غبار دوست
۱۳
بلبل به انتظار که هنگام گل رسد
۱۴
ابن حسام دلشده در انتظار دوست