غزل شمارهٔ ۷۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عارض تو چون خط سیاه برآرد
۲
دایره ی مشک گرد ماه برآرد
۳
یوسف دل شد اسیر چاه زنخدان
۴
هم رسن زلف تو زچاه برآرد
۵
از نفس گرم من عذار بپوشان
۶
کاینه زنگ از غبار آه برآرد
۷
درخم ابروت جان به سجده فرورفت
۸
سرزقیامت ز سجده گاه برآرد
۹
از سر خاکم گیاه مهر تو روید
۱۰
چون گلم از تربتم گیاه برآرد
۱۱
ابن حسام از تطاول سر زلفت
۱۲
دست تظلّم به پادشاه برآرد
۱۳
داد دل من ز دست غمزه ی شوخت
۱۴
گر ندهی دست دادخواه برآرد