غزل شمارهٔ ۱۰۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیا که مجلس انس است و دلستان جان بخش
۲
همی کند ز گلزرا قدس ریحان بخش
۳
بیا که هدهد هادی به لحن داوودی
۴
حدیث می کند از منطق سلیمان بخش
۵
آیا رسیده به سر چشمه ی زلال وصال
۶
به عاشقان جگر تشنه آب حیوان بخش
۷
به رهروان بیابان وادی ایمان
۸
ز طور قرب شب تیره نور غرفان بخش
۹
ز فیض لم یزلی آنچه عین بهبودست
۱۰
کرشمه ای کن و از لطف خود مرا آن بخش
۱۱
چو ما به درد و دوای تو از تو خرسندیم
۱۲
تو خواه درد بیفزای و خواه درمان بخش
۱۳
سیاهکاری ابن حسام سرگردان
۱۴
به جعد تافته ی طرّه پریشان بخش