Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
ابن حسام خوسفی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دانی چه گفت سالک خمّار خانه دوش
۲
بشنو نصیحت از نفس پیر می فروش
۳
با درد ما بساز و ز درمان سخن مگوی
۴
صوفی شو و ز راه صفا دُرد ما بنوش
۵
یا حسن ما مشاهده کن یا نظر ببند
۶
یا یاد دوست کن به زبان یا به لب خموش
۷
انکار سالکان طریقت صواب نیست
۸
در سلک ما درآی و در انکار ما مکوش
۹
اینجا ریا و دلق مزوّر نمی خرند
۱۰
بیزارم از عبادت زهّاد خودفروش
۱۱
تا عیب تو بپوشی به زیر خاک
۱۲
بنیان غیب،عیب ترا کرد خاکپوش
۱۳
چون پنبه گشت موی بناگوش ما سپید
۱۴
تا بر کشیم پنبه ی غفلت ز گوش هوش
۱۵
ابن حسام قافله از پیش می روند
۱۶
وز پس به الرحیل ندا می کند سروش
۱۷
واپس چه خفته ای که فغان می کند درای
۱۸
در پیش راه دور،جرس می زند خروش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.