غزل شمارهٔ ۱۲۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم
۲
انیس قلب حزینی و جان برای تو دارم
۳
کَفی بِخَدَّک وَردی چه جای لاله ی سیراب
۴
کَذا و ایَّهُ وَردٍ که من به جای تو دارم
۵
وَلی مُنیَ و هَواء طواف کعبه ی کویت
۶
فَجِئتُ یابَک سَعیاً که من صفای تو دارم
۷
إن اِبتَغَیتُ وَفاتی سر از وفات نپیچم
۸
وإن رَضیِتَ بِرَاسی سر رضای تو دارم
۹
وَ اِطَّلَعتُ بِحالی به های های بگریی
۱۰
کما بِعِشقِکَ اَبکی و های های تو دارم
۱۱
فَما تَطاوَلَ قلبی حدیث زلف درازت
۱۲
وَ ما جَری بِدمُوعی ز ماجرای تو دارم
۱۳
فِداکَ ابنِ حُسامٍ نثار کوی تو جانش
۱۴
و کَیف اَقصِر عَنها که جان فدای تو دارم