غزل شمارهٔ ۱۲۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم
۲
دردمندیم و ز لعل تو دوا می طلبیم
۳
همچو حجّاج به احرام درت بسته میان
۴
کعبه ی کوی تو از راه صفا می طلبیم
۵
هر کسی از پی مقصود خود اندر طلبی است
۶
حاصل آنست که ما از تو ترا می طلبیم
۷
دیده هر سو نگران و تو به خلوتگه دل
۸
تو کجایی و ترا ما به کجا می طلبیم
۹
در نسیمی که ز زلف تو دمد موجودست
۱۰
آنچه از رایحه ی باد صبا می طلبیم
۱۱
نفحه ی مشک خطا در شکن طرّه ی تست
۱۲
ما ز چین سر زلفت به خطا می طلبیم
۱۳
غرض ابن حسام از رخ زیبای تو چیست
۱۴
غالب آنست که ما صنع خدا می طلبیم