غزل شمارهٔ ۱۲۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم
۲
شکر الطاف تو ای لطف الهی بکنیم
۳
عذر خواهی قدوم تو گر امکان باشد
۴
به دعای سحر و ورد پگاهی بکنیم
۵
خواهش ار جان عزیزست بفرمای که ما
۶
به دل و دیده و جان آنچه تو خواهی بکنیم
۷
دوش خوش گفت مرا سابقه ی روز ازل
۸
کای بسا لطف که ما نامتناهی بکنیم
۹
نامه ی ابن حسام از چه سیه شد به گناه
۱۰
ما به آب کرمش محو سیاهی بکنیم