غزل شمارهٔ ۱۵۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دهانش آرزوی تنگدستان
۲
عذارش قبله آتش پرستان
۳
بجای پسته و شکر تمامست
۴
دهان ساقی و لب نقل مستان
۵
ز دیوان کمال از غایت لطف
۶
بدست آوردم این معنی بدستان
۷
دهانش هست میگویند آن نیست
۸
میانش نیست ، می گویند و هست آن
۹
دل ابن حسام آن غمزه گر خست
۱۰
کدامین دل که آن غمزه نخست آن