Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
جامی · هفت اورنگ

بخش ۱۸ - شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شمس تبریز دید کاوحد دین
۲
کرده نظاره بتان آیین
۳
در دمشق از هوای غمزه زنان
۴
گرد هنگامه هاست طوف کنان
۵
سر بدو برده آشکار و نهفت
۶
گفت ای شیخ در چه کاری گفت
۷
چشمه آفتاب می بینم
۸
لیک در طشت آب می بینم
۹
گفت هیهات این چه بی بصریست
۱۰
راست بین باش این چه کج نظریست
۱۱
بر قفا گر نه دمل است تو را
۱۲
کار بهر چه مهمل است تو را
۱۳
سر ز پستی به سوی بالا کن
۱۴
سوی خورشید چشم خود وا کن
۱۵
ذات خورشید بر فلک طالع
۱۶
تو به عکسی چرا شدی قانع

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.