عمان سامانی · گنجینة الاسرار

بخش ۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در بیان اینکه چون طالب، تعینات را در قمار طلب بباخت و هستی خود را در هستی مطلوب نیست ساخت و در فنای او باقی شد، لاجرم هم میخواره و هم ساقی شد و اگر هم باده و جامش خوانند رواست.
۲
دیگر از ساقی نشان باقی نبود
۳
ز آنکه آن میخواره جز ساقی نبود
۴
خود بمعنی باده بود و جام بود
۵
گر بصورت رند درد آشام بود
۶
شد تهی بزم از منی و از تویی
۷
اتحاد آمد، بیکسو شد دویی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.