عمان سامانی · گنجینة الاسرار

بخش ۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در بیان تبدل از عالم بسط به عالم قبض و تنزل از ملک معنی بجهان صورت گوید:
۲
وه! که این مطلب ندارد انتها
۳
قصه را سر رشته شد از کف رها
۴
وای وای ایندل گرانجانی گرفت
۵
این فرشته، خوی حیوانی گرفت
۶
آنکه پنهان بد مرا در تن چه شد؟
۷
آن سخن گوی از زبان من چه شد؟
۸
چونشد آنکز گوش میکرد استماع
۹
وز لب من کف ز پای من سماع
۱۰
من کیم؟ گردی ز خاک انگیخته
۱۱
قالبی از آب و از گل ریخته
۱۲
کوزه‌یی بنهاده در راه صبا
۱۳
ای عجب آبی هدر خاکی هبا
۱۴
من کیم؟ موجی ز دریا خاسته
۱۵
قالبی افزوده روحی کاسته
۱۶
عاجزی، محوی، عجولی، جاهلی
۱۷
مضطری، ماتی، فضولی، کاهلی
۱۸
نک حقیقت آمد و طی شد مجاز
۱۹
شوخمش گوینده گفتن کرد ساز:
۲۰
ای بحیرت مانده اندر شام داج
۲۱
آفتاب آمد برون، اطفی السراج

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.