هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای نور خدا در نظر از روی تو ما را
۲
بگذار که در روی تو بینیم خدا را
۳
تا نکهت جان بخش تو همراه صبا شد
۴
خاصیت عیسیست دم باد صبا را
۵
هر چند که در راه تو خوبان همه خاکند
۶
حیفست که بر خاک نهی آن کف پا را
۷
پیش تو دعا گفتم و دشنام شنیدم
۸
هرگز اثری بهتر ازین نیست دعا را
۹
می خواستم آسوده بکنجی بنشینم
۱۰
بالای تو ناگاه بر انگیخت بلا را
۱۱
آن روز که تعلیم تو می کرد معلم
۱۲
بر لوح تو ننوشت مگر حرف وفا را؟
۱۳
گر یار کند میل، هلالی، عجبی نیست
۱۴
شاهان چه عجب گر بنوازند گدا را؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.