غزل شمارهٔ ۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا
۲
آن نشد عاقبت و من شدم از یار جدا
۳
از من امروز جدا می شود آن یار عزیز
۴
همچو جانی که شود از تن بیمار جدا
۵
گر جدا مانم ازو خون مرا خواهد ریخت
۶
دل خون گشته جدا، دیده خونبار جدا
۷
زیر دیوار سرایش تن کاهیده من
۸
همچو کاهیست که افتاده ز دیوار جدا
۹
من که یک بار بوصل تو رسیدم همه عمر
۱۰
کی توانم که شوم از تو بیک بار جدا؟
۱۱
دوستان، قیمت صحبت بشناسید، که چرخ
۱۲
دوستان را ز هم انداخته بسیار جدا
۱۳
غیر آن مه، که هلالی بوصالش نرسید
۱۴
ما درین باغ ندیدیم گل از خار جدا