غزل شمارهٔ ۲۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هست آرزوی کشتن آن تند خو مرا
۲
گر او نکشت، می کشد این آرزو مرا
۳
جان من از جدایی آن مه بلب رسید
۴
ای وای! گر فلک نرساند باو مرا
۵
با ذوق جستجوی تو آسوده خاطرم
۶
آسودگی مباد ازین جستجو مرا
۷
ننگست عاشقان جهان را ز نام من
۸
عاشق مگوی، هر چه توانی بگو مرا
۹
گفتی که: آبروی هلالی سرشک اوست
۱۰
رسوای خلق میکند این آبرو مرا