غزل شمارهٔ ۲۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا
۲
عشق تو ره نمود بکوی جنون مرا
۳
هم سینه شد پر آتش و هم دیده شد پر آب
۴
در آب و آتشست درون و برون مرا
۵
شوخی که بود مردن من کام او کجاست؟
۶
تا بر مراد خویش ببیند کنون مرا
۷
خاک درت ز قتل من آغشته شد بخون
۸
آخر فگند عشق تو در خاک و خون مرا
۹
چشمت، که صبر و هوش هلالی بغمزه برد
۱۰
خواهد فسانه ساختن از یک فسون مرا