غزل شمارهٔ ۵۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست
۲
از آتش دل و جگر چاک چاک ماست
۳
دامن کشان ز خاک شهیدان گذشته ای
۴
گردی، که دامن تو گرفتست، خاک ماست
۵
ساقی، برو، که باده گل رنگ بی لبش
۶
گر آب زندگیست که زهر هلاک ماست
۷
پاکست همچو دامن گل چشم ما ولی
۸
دامان یار پاک تر از چشم پاک ماست
۹
دهقان سالخورده، که پاینده باد، گفت:
۱۰
آنست آب خضر، که در جوی تاک ماست
۱۱
درمان دل مجوی، هلالی، که درد عشق
۱۲
خاص از برای جان و دل دردناک ماست