غزل شمارهٔ ۷۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کدام جلوه، که در سر و سرفراز تو نیست؟
۲
کدام فتنه، که در جلوه های ناز تو نیست؟
۳
مکن بخاک درش، ای رقیب، عرض نیاز
۴
که نازنین مرا حاجت نیاز تو نیست
۵
دلا، بشام فراق از بلای حشر مپرس
۶
که روز کوته او چون شب دراز تو نیست
۷
ز سجده پیش رخش منع ما مکن، زاهد
۸
نیاز اهل محبت کم از نماز تو نیست
۹
بکوی عشق، هلالی، نساختی کاری
۱۰
چه شد؟ مگر کرم دوست کارساز تو نیست؟