غزل شمارهٔ ۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یا تمنای وصال تو مرا خواهد کشت
۲
یا تماشای جمال تو مرا خواهد کشت
۳
باز در جلوه ناز آمده ای همچو نهال
۴
جلوه ناز نهال تو مرا خواهد کشت
۵
روز وصلست، تو در کشتن من تیغ مکش
۶
که شب هجر خیال تو مرا خواهد کشت
۷
چند پرسی که: ترا زار کشم یا نکشم؟
۸
جهد کن، ور نه خیال تو مرا خواهد کشت
۹
شاه من، تا بکی این سر کشی و حشمت و ناز؟
۱۰
وه! که این جاه و جلال تو مرا خواهد کشت
۱۱
گم شدی باز، هلالی، بخیال دهنش
۱۲
این خیالات محال تو مرا خواهد کشت