غزل شمارهٔ ۱۳۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلم رفت و جان حزین هم نماند
۲
ز عمر اندکی ماند و این هم نماند
۳
سرم خاک آن در شد و زود باشد
۴
که گردش بروی زمین هم نماند
۵
نشسته بخون مردم چشم، دانم
۶
که در خانه مردم نشین هم نماند
۷
چه هر دم بناز افگنی چین بر ابرو؟
۸
مناز، ای بت چین، که چین هم نماند
۹
گر افتاده خاکساری بمیرد
۱۰
سهی قامت نازنین هم نماند
۱۱
هلالی، اگر نیست حالت چو اول
۱۲
مخور غم، که آخر چنین هم نماند