غزل شمارهٔ ۱۴۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چو لاله سینه من کاش پاره پاره کنند!
۲
بداغهای درون یک بیک نظاره کنند
۳
بپیش یار دلم را، چو غنچه، بشکافند
۴
باو جراحت پنهانم آشکاره کنند
۵
ز سیل دیده خرابم، ز سوز سینه کباب
۶
میان آتش و آبم، ز من کناره کنند
۷
ز اشک و چهره زردم اگر نیند آگاه
۸
شبی تفحص آن از مه و ستاره کنند
۹
بر آستان وفا سر نهاده ام عمری
۱۰
که در حساب سگانش مرا شماره کنند
۱۱
ز تیغ طعنه بیک بار نیم کشته شدم
۱۲
نعوذ بالله! اگر طعن من دوباره کنند
۱۳
دل حزین هلالی ز درد هجران سوخت
۱۴
برای درد دل او بلطف چاره کنند