Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه حاصل گر هزاران گل دمد یا صد بهار آید؟
۲
مرا چون با تو کار افتاده است اینها چه کار آید؟
۳
دلم را باغ و بستان خوش نمیآید، مگر وقتی
۴
که جامی در میان آرند و سروی در کنار آید
۵
چو سوی زلف خوبان رفت، سوی ما نیاید دل
۶
وگر آید سیه روز و پریشان روزگار آید
۷
نمیآیم برون از بیم رسوایی، که میترسم
۸
مرا در پیش مردم گریه بی اختیار آید
۹
پس از عمری، اگر آن طفل بدخو بگذرد سویم
۱۰
نمی گیرد قراری، تا دل من در قرار آید
۱۱
فزون از داغ نومیدی بلایی نیست عاشق را
۱۲
مبادا کین بلا پیش من امیدوار آید
۱۳
هلالی، چون تو درویشی و آن مه خسرو خوبان
۱۴
ترا از عشق او فخرست و او را از تو عار آید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.