غزل شمارهٔ ۱۶۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید
۲
طرف دامن بمیان بر زدنش را نگرید
۳
خلعت حسن و کمر ترکش نازش بینید
۴
عقد دستار بسر بر زدنش را نگرید
۵
جانب گریه من چون نگرد از سر ناز
۶
خنده بر جانب دیگر زدنش را نگرید
۷
شوخ من مست شد و ساغر می زد بسرم
۸
شوخی و مستی و ساغر زدنش را نگرید
۹
ناگه آن شوخ درون آمد و سر زد همه را
۱۰
مست در مجلس ما سر زدنش را نگرید
۱۱
چون بدان قامت رعنا کند آهنگ چمن
۱۲
طعنه بر سرو و صنوبر زدنش را نگرید
۱۳
منکر آه جهان سوز هلالی مشوید
۱۴
هر دم آتش بجهان در زدنش را نگرید