غزل شمارهٔ ۱۸۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر
۲
عاشق روی توام بیشتر از پیش تر
۳
ای بتو میل دلم هر نفسی بیشتر
۴
خوبی تو هر زمان بیشتر از پیش تر
۵
پرسش اگر میکنی عاشق درویش را
۶
از همه عاشق ترم وز همه درویش تر
۷
با غم ایوب نیست رنج مرا نسبتی
۸
صبرم ازو کمترست، دردم ازو بیش تر
۹
عشق تو اندیشه را سوخت، که رسوا شدم
۱۰
ور نه کس از من نبود عاقبت اندیش تر
۱۱
کیش بتان کافریست، مذهب ایشان ستم
۱۲
و آن بت بد کیش من از همه بد کیش تر
۱۳
غمزه زنان آمدی، سوی هلالی بناز
۱۴
سینه او ریش بود، آه! که شد ریش تر