Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یار من، وه! که مرا یار نداند هرگز
۲
قدر یاران وفادار نداند هرگز
۳
خوش طبیبیست مسیحا دم و جان بخش ولی
۴
چاره عاشق بیمار نداند هرگز
۵
دردمندی، که چو من، تلخی هجران نچشید
۶
لذت شربت دیدار نداند هرگز
۷
ما کجا قدر تو دانیم؟ که یک موی ترا
۸
هیچ کس قیمت و مقدار نداند هرگز
۹
تا رخت هست کسی کی طرف گل بیند؟
۱۰
مگر آنکس که گل از خار نداند هرگز
۱۱
درد خود با تو چه گویم؟ که دل نازک تو
۱۲
حال دلهای گرفتار نداند هرگز
۱۳
از هلالی مطلب هوش، که آن مست خراب
۱۴
شیوه مردم هشیار نداند هرگز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.