غزل شمارهٔ ۱۹۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز
۲
وه! چه عمرست این؟ که حال ما نمیدانی هنوز
۳
یک نظر دیدیم دیدارت وزان عمری گذشت
۴
دیدها بر هم نمی آید ز حیرانی هنوز
۵
چیست چندین التفات آشکارا با رقیب؟
۶
جانب ما یک نظر نا کرده پنهانی هنوز
۷
در صف طاعت نشستم، روی دل سوی بتان
۸
کافری صد بار بهتر زین مسلمانی هنوز
۹
پیش ازین، روزی، هلالی ترک خوبان کرده بود
۱۰
میکند خود را ملامت از پشیمانی هنوز