Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کار من از جمله عالم همین عشقست و بس
۲
عالمی دارم، که در عالم ندارد هیچ کس
۳
پادشاه اهل دردم بر سر میدان عشق
۴
من میان فتنه و خیل بلا از پیش و پس
۵
دست امیدم ز دامان وصالش کوتهست
۶
وه! که جایی رفته ام کان جاندارم دسترس
۷
در جهان چیزی که دارم از سواد عشق او
۸
یک دل و چندین تمنا، یک سرو چندین هوس
۹
آرزو دارم که: پیشت جان دهم، بهر خدا
۱۰
یک نفس بنشین، که باقی نیست غیر از یک نفس
۱۱
این چنین برقی، که از نعل سمندت می جهد
۱۲
بر سر راه تو خواهم سوختن چون خار و خس
۱۳
زار می نالد هلالی بی تو در کنج فراق
۱۴
همچو آن بلبل که می نالد به زندان قفس

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.