Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
وه! که رفت آن شوخ و بر ما کرد بیداد از فراق
۲
از فراق او بفریادیم، فریاد از فراق!
۳
یار با اغیار و ما محروم، کی باشد روا؟
۴
دشمنان شاد از وصال و دوست ناشاد از فراق
۵
در فراقت حالم از هر مشکلی مشکل ترست
۶
هیچ کس را این چنین مشکل نیفتاد از فراق
۷
آنکه روزم را سیه کرد از فراقت، همچو شب
۸
روز او چون روزگار من سیه باد از فراق!
۹
در بهار از نکهت گل بوی وصلت یافتم
۱۰
وه! که می آید خزان و می دهد یاد از فراق
۱۱
داد و فریاد هلالی گفته ای: از دست کیست؟
۱۲
این تغافل چیست؟ فریاد از تو و داد از فراق!

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.