Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک جاک
۲
سینه ام چاکست، از چاک گریبان خود چه باک؟
۳
می کشی بر غیر تیغ و می کشی از غیرتم
۴
از هلاک دیگران بگذر، که خواهم شد هلاک
۵
نیست جان را با تن پاک تو اصلا نسبتی
۶
این تن پاک تو صد ره پاک تر از جان پاک
۷
خاک آدم را، از آن گل کرد، استاد ازل
۸
تا چنین نازک نهالی بر دمد ز آن آب و خاک
۹
ای که از ما فارغی، گویا نمی دانی که ما
۱۰
دردمندانیم و آه ما بغایت دردناک
۱۱
می پرستان را ز می هر دم حیاتی دیگرست
۱۲
آب حیوان ریخت، گویا، باغبان در جوی تاک
۱۳
گر هلالی چند روزی در لباس زهد بود
۱۴
باز در کوی خراباتست مست و جامه چاک

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.