غزل شمارهٔ ۲۳۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کاشکی! خاک حریم حرمت می بودم
۲
می خرامیدی و من در قدمت می بودم
۳
بی غم عشق تو صد حیف ز عمری که گذشت!
۴
پیش ازین، کاش! گرفتار غمت می بودم
۵
گر بپرسیدن من لطف نمی فرمودی
۶
هم چنان کشته تیغ دو دمت می بودم
۷
گر بسر رشته مقصود رسیدی دستم
۸
دست در سلسله خم بخمت می بودم
۹
گر مرا حشمت کونین میسر می شد
۱۰
هم چنان بنده خیل و حشمت می بودم
۱۱
چون مریضی، که دلش مایل صحت باشد
۱۲
عمرها طالب درد و المت می بودم
۱۳
هر چه خواهی بکن، ای دوست، که من از دل و جان
۱۴
آرزومند جفا و ستمت می بودم
۱۵
تا تو یک ره بکرم سوی هلالی گذری
۱۶
سالها چشم براه کرمت می بودم