Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بخاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم
۲
که زنده گردم و بار دگر برای تو میرم
۳
نهادم از سر خود یک بیک هوی و هوس را
۴
همین بود هوس من که: در هوای تو میرم
۵
دل از جفای تو خون شد، روا مدار که عمری
۶
دم از وفا زنم و آخر از جفای تو میرم
۷
تویی که: جان جهانی فزاید از لب لعلت
۸
منم که هر نفس از لعل جانفزای تو میرم
۹
بحال مرگم و سوی تو آمدن نتوانم
۱۰
تو بر سرم قدمی نه، که زیر پای تو میرم
۱۱
رو، ای رقیب، ز کویش، که ترک جان نتوانی
۱۲
تو جای خویش بمن ده، که من بجای تو میرم
۱۳
مرا بخواری ازین در مران بسان هلالی
۱۴
گذار، تا چو سگان بر در سرای تو میرم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.