غزل شمارهٔ ۲۴۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم
۲
بصبر کوشم و خرسند با خیال تو باشم
۳
بعشوه زلف گشودی، بچهره خال فزودی
۴
اسیر زلف تو گردم، غلام خال تو باشم
۵
کمال فضل بتحصیل عاشقیست، خوش آن دم
۶
که در مطالعه صفحه جمال تو باشم
۷
چو پایمال تو گشتم، سرم بلند شد، آری
۸
چه سربلندی ازین به که پایمال تو باشم؟
۹
خمیده باد قد من ز غصه همچو هلالی
۱۰
اگر نه مایل ابروی چون هلال تو باشم