Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگر خوانی درونم، بنده این خاندان باشم
۲
وگر رانی برونم، چون سگان بر آستان باشم
۳
ندانم بنده روی تو باشم یا سگ کویت؟
۴
بهر نوعی که می خواهی، بگو، تا آن چنان باشم
۵
چه سگ باشم؟ که آیم استخوانی خواهم از کویت
۶
ولی خواهم که از بهر سگانت استخوان باشم
۷
چو از شوق تو یک شب خواب در چشمم نمی آید
۸
اجازت ده که : شبها گرد کویت پاسبان باشم
۹
غم هجر تو دارم، یک زمان از وصل شادم کن
۱۰
چه باشد غم برآید، من زمانی شادمان باشم؟
۱۱
قبای حسن پوشیدی، سمند ناز زین کردی
۱۲
بنه پا در رکاب، ای عمر، تا من در عنان باشم
۱۳
مرا گفتی: هلالی، در جهان رسوا شدی آخر
۱۴
من آن بهتر که در عشق تو رسوای جهان باشم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.