غزل شمارهٔ ۲۵۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خود را نشان ناوک بد خوی خود کنم
۲
رویش، بدین بهانه، مگر سوی خود کنم
۳
هر موی من هزار زبان باد در غمش
۴
تا من حکایت از غم یک موی خود کنم
۵
تا در حریم کوی تو پهلو نهاده ام
۶
هر دم هزار عیش ز پهلوی خود کنم
۷
شبها، که سر گران شوم از ساغر فراق
۸
بالین خود هم از سر زانوی خود کنم
۹
آیینه وار خاک شدم از غبار غیر
۱۰
باشد که روی او طرف روی خود کنم
۱۱
امشب ز وصف غیر، هلالی، خموش باش
۱۲
تا من سخن ز ماه سخن گوی خود کنم