غزل شمارهٔ ۲۵۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
با تو خواهم شرح غمهای دل محزون کنم
۲
لیک از خوی تو میترسم، ندانم چون کنم؟
۳
چند دارم در فراقش حالت نزع روان؟
۴
کاشکی! یکبار گی جان را ز تن بیرون کنم
۵
من باین دل بس نمی آیم، ندانم چاره چیست؟
۶
تا بچند افسانه گویم؟ تا بکی افسون کنم؟
۷
گر بدامان فلک ریزم، هلالی، اشک خود
۸
رنگ زرد ماه را همچون شفق گلگون کنم