غزل شمارهٔ ۲۶۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بهار میرسد، اما بهار را چه کنم؟
۲
چو نیست گلرخ من، لاله زار را چه کنم؟
۳
باختیار توانم که: راز نگشایم
۴
فغان و ناله بی اختیار را چه کنم؟
۵
اگر چه روی تو خورشیدوار جلوه نماست
۶
سیاه رویی شبهای تار را چه کنم؟
۷
قرار عاشق بیدل بصبر باشد و بس
۸
چو صبر نیست دل بی قرار را چه کنم؟
۹
گرفتم این که: شب از می دمی بیاسایم
۱۰
علی الصباح بلای حمار را چه کنم؟
۱۱
هلالی، این همه غم را توان کشید، ولی
۱۲
غم غریبی و هجران یار را چه کنم؟