Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جان من، جان و دل خویش نثار تو کنم
۲
بود و نابود همه در سر کار تو کنم
۳
تا دگر دور نیفتد ز رخت مردم چشم
۴
خواهمش بر کنم و خال عذار تو کنم
۵
همچو سگ با تو سراسیمه ام، ای طرفه غزال
۶
می روم در هوس آنکه: شکار تو کنم
۷
ای گل تازه، که دیر آمده ای پیش نظر،
۸
زود مگذر، که تماشای بهار تو کنم
۹
ماه من، سوی هلالی بگذر از سر مهر
۱۰
سرمه دیده گریان ز غبار تو کنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.