Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از پی آن دلبر شیرین شمایل می روم
۲
دل پی او رفت و من هم از پی دل می روم
۳
می روم نزدیک آن قصاب و گو: خونم بریز
۴
من هلاک قتل خویشم، سوی قاتل می روم
۵
گر زند تیغ، از سر کویش نخواهم رفت، لیک
۶
چند گامی همچو مرغ نیم بسمل می روم
۷
چون بکوی او روم ترسم رقیبان پی برند
۸
زانکه من در گریه خود پای در گل می روم
۹
ای که می گویی: برو، تحصیل درس عشق کن
۱۰
می روم، اما پی تحصیل حاصل می روم
۱۱
وادی درد و بلا در عشق هر یک منزلست
۱۲
کرده ام عزم سفر، منزل، بمنزل می روم
۱۳
می روم سویش باستقبال و خوشحالم که باز
۱۴
می رسد اقبال و من هم در مقابل می روم
۱۵
در ره عشق، ای هلالی، از من آگاهی مجو
۱۶
زانکه من این راه را بسیار غافل می روم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.