Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
۲
عاشقم و ز بهر سودای چنین جان می دهم
۳
ای که از حال من آشفته می پرسی، مپرس
۴
کز پریشانی خبرهای پریشان می دهم
۵
پیش آن لب زار می میرم، زهی حسرت! که من
۶
تشنه لب جان بر کنار آب حیران می دهم
۷
این چنین کز چشم من هر گوشه می بارد سرشک
۸
عاقبت از گریه مردم را بتوفان می دهم
۹
دور ازو، هجران، اگر قصد هلاک من کند
۱۰
عمر خود می بخشم و جان را بهجران می دهم
۱۱
هر که روزی دل بخوبان داد، آخر جان دهد
۱۲
وای جان من! که آخر دل بایشان می دهم
۱۳
در غم هجران، هلالی، از فغان منعم مکن
۱۴
زانکه من تسکین درد خود بافغان می دهم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.