Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیم
۲
خاک پاییم، بهر جا که روی در قدمیم
۳
یار ما نیست ستمگار و جفا پیشه، ولی
۴
ما ز بخت بد خود قابل جور و ستمیم
۵
هیچ کس نیست، که او را بجهان نیست غمی
۶
ما که بی قید جهانیم، گرفتار غمیم
۷
بیش و کم هر چه بما میرسد از غیب نکوست
۸
تو مپندار که: ما در طلب بیش و کمیم
۹
آمدیم از عدم، از ما اگرت هست ملال
۱۰
باز ما را بنگر: ساکن کوی عدمیم
۱۱
از در خویش مران، همچو هلالی، ما را
۱۲
حرمتی دار، که ما ساکن بیت الحرمیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.